بی همگان

چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن
و چه بدبختی آزار دهنده ای ست تنها خوشبخت بودن
"علی شریعتی"

۷ مطلب در اسفند ۱۳۹۱ ثبت شده است

هو

-

 

آدم ها می میرند، سکته می کنند یا زیر ماشین می روند، گاهی حتی کسی عمداً از بالای صخره ای پرتشان می کند پایین. این ها البته مهم است، ولی مهم تر همان نبودنِ آن هاست...
این که آدم بیدار شود، ببیند که نیست‌، کنار تو خالی است...
 
آینه های دردار _ هوشنگ گلشیری
 

 

۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۳۱
زهره سعادتمند

هو

-

 

با تمام وجود غمگینم

با تمام وجود غمگینم

با تمام وجود غمگینم

با تمام وجود غمگینم

 

 

 

موافقین ۴ مخالفین ۲ ۲۲ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۰۶
زهره سعادتمند

هو

-

همین که وقتی دکترها قطع امید می کنند از بیمارمان، گریه های‌مان بیشتر می شود. حال‌مان خراب تر. و حتی همان کورسوی امید ته دل‌مان رو به خاموشی می رود، یعنی ما از اول هم امیدمان به اویی که باید، نبوده. ینی کارمان خراب‌ست. یعنی ول معطل‌یم.

 

 

دعا کنید لطفا.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۱ ، ۱۱:۵۲
زهره سعادتمند

هو

-

 

برای آمدن ِ «بهار»ی که تو را از من بگیرد، اشتیاقی نیست..

 

 

 

موافقین ۱۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۵۸
زهره سعادتمند

هو

-

 

گاهی با خودم فکر می کنم آیا بابا هم مثل دیگر آدم ها مثل ما مثل من، یک انسان است با ظرفیت ها و قابلیت های اینچنینی؟ اگر اینطور باشد پس چرا یک کاری هایی می کند که انگار یک موجود دیگری غیر از آدمیزاد است! اگر ما از جنس بابا ایم، پس چرا نمی توانیم حتی ذره ای مثل او باشیم.

گاهی به جد حیرت زده می شوم.

 

 

 

۱۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۰۲
زهره سعادتمند

هو

-

 

اگه پیر شدن به اینه که دل آدم کوچیک شه خدایا منو پیر نکن که اصلن حوصله شو ندارم!

 

قیصر - بهروز وثوقی

 

 

 

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۴۸
زهره سعادتمند

هو

-

 

عکس جنازه ی عمو ناصر بعد از سال ها پیدا شده.. عمویی که قبل از اینکه من باشم، آمده بود و بعد هم رفت توی قطعه ی سوم ِ گلزار شهدا خوابید.

از همان لحظه ای که محمد عکس را نشانم داده، با آن چشم های طوسی اش زل زده به من. سنگینی نگاه‌ش دلم را ... [بغض]

 

 

 

 

۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۱ ، ۲۰:۳۲
زهره سعادتمند