بی همگان

چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن
و چه بدبختی آزار دهنده ای ست تنها خوشبخت بودن
"علی شریعتی"

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۲، ۱۱:۳۷ ق.ظ

هو

-

امسال در سن بیست و دو سالگی، شب اول محرم، توی تاریکی هیئت، متوجه شدم یکی از بزرگ ترین (و شاید هم بزرگ ترین) نگرانی هایم برای مُردن، ندیدن <محرم> ست. فارغ از وضع خرابی ک در آن دنیا خواهم داشت.

همین ندیدن محرم، سخت ترین عذاب هاست.

 

بعد از مرگ خاله و دیدن جای خالی اش توی روضه ها و عزاداری های امسال، فهمیده ام که هر آدمی یک روز می میرد! حتی خودم!

 

اگر یک روزی محرم شد و من نبودم و شما بودید، زیاد به یاد من باشید. که یقینا تمام طول محرم را دلگرفته ام، از دوری.

 

 

 

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۲/۰۸/۱۶
زهره سعادتمند

نظرات  (۱۵)

قدر این غم و نگرانی رو بدون...نعمت بزرگیه...
۱۶ آبان ۹۲ ، ۱۲:۳۲ زهرا رجایی

مگه اونجا محرم نیست؟ نمیتونه باشه؟
پاسخ:
نمیدونم..
این پستت ذهنمو درگیر کرده...دارم به این فک می کنم که چه طوری می شهه محرم نبود اما بود
واقعا چطوری؟
پاسخ:
یه امیرحسین مومن بود. که شاعر بود. شاعر بعضی از شعرای هیئت. دوساله رفته. و محرم رو ندیده. اما همیشه توی هیئت همه ازش یاد میکنن و دعاش میکنن.
۱۶ آبان ۹۲ ، ۱۷:۴۰ سید محمد رضی زاده
درک واقعی این احساس تنها مخصوص شب اول محرم است
بعد از یکسال، بغض هایت به یکبار شکوفه می زند...
همانجا که او خواند: السلام علیک یا اباعبدالله...
پاسخ:
دقیقا
۱۷ آبان ۹۲ ، ۱۸:۵۳ بانوی خیال
سلام
محرم حس خاصی داره...
التماس دعا
عمرتون پر برکت
باشه حتمن !
 :|
پاسخ:
خدا خیرتون بده
تو العان یاد ما باش من قول میدم نبودی یادت کنم ...
راست میگما :|
پاسخ:
میدونم.
هرکی بمیره، عزیر میشه.

گر‌خوانمش قیامتِ دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است

۲۶ آبان ۹۲ ، ۱۵:۵۴ مـَـ ه جَـبـیـטּ
مردن حتی برا خودم .. 
گل گفتی زهره بانو ..


عمرتون بابرکت و نفس‌هاتون حسینی انشالله

اما
یه بار یکی می‌گفت:
تو رو خدا من که مردم لااقل تا یه سال به یادم باشید!! بیشترش پیشکش!
یعنی
امروزها همینم غنیمته!
پاسخ:
بمیره این دنیا که انقد پَسته!
تا  تو دنیا هستیم باید قدرشو بدونیم و به اعلی مقامش برسیم... اونجا بریم دیگه محرمی نیست... فقط امام حسین و همه ی ماه ها و روزها باید برای دیدنش لحظه شماری کنیم...
کاش جوری بتونیم استفاده کنیم از این زندگی که بلیت زیارت حضرت اون طرف  برامون هر لحظه باشه...دائم الحضور باشیم...
پاسخ:
همین دیگه، ترسمون از همین زندگی کردنمونه.

چه جالب!

منم سپهر، از اتفاق

پاسخ:
ما باید با هم ازدواج می کردیم اصن!
۰۹ آذر ۹۲ ، ۱۹:۱۱ صبحِ تابناک
خیلی ها همین زنده بودن را هم نمی فهمند محرم را
خوش به حالت با دغدغه هایت
۱۶ آذر ۹۲ ، ۲۱:۵۰ بهنام جعفری
چند شبه هر شب خواب مرگی رو می بینم که در انتظارمه انگار! هر روز به بدترین نحو ممکن خواب بدترین نوع مرگ رو می بینم و باز هم به بد ترین نحو ممکن از خواب می پرم و جرئت گفتنش رو به هیچکس ندارم از بس که ازش می ترسم و آزارم می ده.... . تمام فکر و ذکرم شده مرگ و مرگ و مرگ!
حالا این بماند که تمام این خواب ها از روز تاسوعا شروع شده و هنوز ادامه داره!
پاسخ:
نمیدونم بگم خوبه یا نه..
۰۱ دی ۹۲ ، ۱۰:۴۷ پلڪــــ شیشـہ اے
;(
دوستم میگه
دوس دارم بمیرم
ببینم دقیقا
هرکسی تا چن وقت یادمه

یه دوست خوبی داشتم
که زود رفت
17 سالش بود
هرموقع یه محرم یا رمضان میاد و میره
میگم خدایا ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">