بی همگان

چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن
و چه بدبختی آزار دهنده ای ست تنها خوشبخت بودن
"علی شریعتی"

ابوا هذه الامه

دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۷:۴۰ ب.ظ

هو

-

 

حال پسر بچه ی تخسی را دارم که از پدرش قول گرفته اگر بچه ی خوبی باشد، دوچرخه ای هدیه می گیرد. همان دوچرخه ای که همیشه آرزویش را داشته. اما با این حال خیالش راحت نیست. همه ش می ترسد. همه ش شک می کند. می ترسد نتواند انتظار پدرش را برآورده کند. شک می کند به خودش که آیا واقعا می تواند سزاوار هدیه پدر باشد یا نه. دل توی دلش نیست.  از یک طرف سودای دوچرخه و از طرفی دیگر شیطنت هایی که از خودش سراغ دارد..

اما باز ته دلش هی امیدوار می شود. یک امید شیرین. امیدی که از مهربانی های همیشه ی پدر نشات گرفته. از اینکه هربار با اغماض، اشتباهات و بازیگوشی هایش را نادیده گرفته.

اصلا خاصیت پدرها باید به همین باشد. که همیشه بچه های شان را در خوف و رجا نگه دارند.

من به پدر ِاین قصه بیش تر رجا دارم تا خوف..

 

 

 

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۱۱
زهره سعادتمند

نظرات  (۴)

من کاری به خوف و رجا ندارم!


همین که اینجارو آپ دیدم خوبه باز! بعد سه ماه! 

میگن تا سه نشه بازی نشه! همینه ...

پاسخ:
سه ماهی که اگر می نوشتم ش، رکورد محسوب میشد از جهت تعدد پست ها. از بس که پراتفاق و شلوغ بود.

توام در نوع خودت بامعرفتیا. 
۱۳ اسفند ۹۳ ، ۱۴:۳۹ زهرا رجایی
نفهمیدم منظور پست کیه

پاسخ:
عنوان پست گویا نیست؟
۱۵ اسفند ۹۳ ، ۰۲:۴۶ زهرا رجایی

نه...
من نفهمیدم خب
پاسخ:
نقدا دعا کن برام.

توی کلاس های ان ال پی که میرفتم یک بار استاد حورایی یک مثال قشنگ زد برای مین رجا که پست تو من رو یاد اون انداخت.

گفت فکر کنید یه بچه بره پیش باباش و بگه برام دوچرخه بخر باباهه بگه ندارم پسرم. پسره میگه ولی برام میخری. باباهه میگه نمیتونم بچه میگه من میدونم که برام یه دوچرخه میخری باباش میگه نمیخرم پسرم ندارم نمیتونم. پسره میگه ولی من میدونم تو اخرش یه دوچرخه بر من میخری بااخره. باباش حتی اگه نداشته باشه جور میکنه میبینه این بچه اینقدر امید بسته حتی اگه بچه خوبی نباشه.

اما برعکسش آدم هایی هستن که همش خوف و شک دارن. به خدا هم شگ دارن. مثل بچه ای که به باباش میگه برا من یه دوجرخه بخر. باباهه میگه باشه میگه الکی میگی باباش میگه چرا الکی بگم میخرم برات. پسره میگه من که میدونم اینطوری میگی که من بهت اصرار نکنم. باباش میگه پسرم واست دوجرخه رو میخرم باز پسره میگه من که میدونم آخرشم نمیخری! حالا باباهه واقعنم اگه بخواد بخره میگه اصلا نمیخرم!!

من که همش ادای اون بچه اولی رو تو زندگیم در میارم!!

پاسخ:
هووم. چه تعابیر قشنگی..
ببین من انقدری به طرق مختلف از امیدوار بودن نتیجه گرفتم و نمک گیر شدم که بدون نیاز به هیچ ادایی، خود خود بچه اولی ام.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">