بی همگان

چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن
و چه بدبختی آزار دهنده ای ست تنها خوشبخت بودن
"علی شریعتی"

خراب ِ رفیق!

شنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۰، ۰۷:۲۱ ب.ظ
هو

________

آدم گاهی دلش میخواهد مثل بعضی ها دم مسیحایی داشته باشد که بتواند حال دوستانش را خوب کند. که بتواند وقتی که خیلی ناامیدند، یک چیزهایی بگوید که بتوانند ته جاده ی روبروی شان را هم ببینند و به تماشای سه قدم جلوی پای شان بسنده نکنند. مثلا یک چیزی مثل خانوم فردی. که همیشه سر کلاس طوری از وضعیت موجود و آینده ی پیش رو صحبت می کرد که ما بچه ها را در خوف و رجا نگه می داشت. خیلی خوب بود. طوری که ما همه ی کاستی ها و مشکلات را می شناختیم ولی در عین حال به آینده ی روشنی امیدوار می شدیم که غیرممکن نبود. یعنی شرایط نه سیاه ِ سیاه بود نه سفید ِ سفید. اینکه بتوانی یک سری آدم را به این باور برسانی، طوری که نه افسرده بشوند و نه رویاپردازی کنند، هنر می خواهد. هنری که من ندارم. اما شب ها که پیامک های مختلفی از رفقا می رسد و ناراحتم می کند، و یا صبح که بیدار میشوم و پست های شبانه ی غمگین ِ بچه ها را می خوانم، از ته دلم آرزو میکنم کاش کاری از دستم بر می آمد.. از آن مرفه های بی درد نیستم که بگویید چون نمیفهمی ملت چه می کشند، این حرفهای قشنگ را می زنی. نزدیکترها می دانند که حداقل همین چندماه گذشته چه مشکلاتی داشتم. که مهم ترین چیزهایم در زندگی در معرض خطر بود. اما صبر کردم. وقتی که تب داشتم به مهتاب بدگویی نکردم! و حالا دیگر ایمان پیدا کردم که خدا حواسش به همه چیز هست!

شأن نزول این پست، چند نفر از دوستان مجازی ام هستند. که چه حالم خوب باشد چه بد، همیشه دوست دارم روزهاشان پرتقالی باشد. و حالا حق بدهید در این روزها که به لطف خدا از همیشه بهترم، شما را هم خوب تر بخواهم.

می توانید از خود ِ بانو هم بپرسید!، با دیدنش اولین کسانی که درموردشان حرف می زنم، همین شماهائید!

بخاطر «نمیدانم چه» هم که شده، سال جدید را با حال ِ خوب شروع کنید. و می دانم که برای آرامش ِ من و «او» هم دعا خواهید کرد.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۰/۱۲/۲۷
زهره سعادتمند

نظرات  (۱۹)

۲۷ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۴۲ زهرا(رها)‏
مطمئنی خودتی؟
وبلاگت حال و هوا و ادبیاتی دیگر دارد
پاسخ:
خود ِ نامردَمم!
چقدر این پستت حال ِ من یکی رو خوب کرد ...

به قولی
دوستانی دارم بهتر از آب روان
دم شما گرم
پاسخ:
خداروشکر
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۳۰ آنتی بیوتیک
یه چی رو مجبورم فقط بپرسم!!
.
تکلیف نویسنده "او" و "مه تاب" رو روشن کن!!
.
شاید من گیجم نفهمیدم!
.
الان دو نفر اینجا دارن مینویسن؟؟
.
یکیشون زهره سعادتمندِ؟؟؟
.
.
نفر بعدی؟؟؟
.
.
انوقت بخوام نظر بدم اینو ندونم ممکنه بعضی حرفامو بخورم!!
.
الانم واقعا دو به شکم که تیک خصوصی رو بزنم اینو بپرسم!! ولی نمیزنم.
پاسخ:
اما هر حرفی داری، فرقی نداره به کی میگی.
من چی؟!!!!!!!!!!!!!!!
( لوس کردن )
من معتقدم سفید و سیاه ِمطلق نداریم. همه چیز خاکستریه.
منم همیشه دوس داشتم بتونم از این کارا بکنم

حال دلتان همیشه خوبه خوب

کنار او ...

بانو تبریکات منو پذیرا باشید

..
پاسخ:
زنده باشی رفیق
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۲۳:۰۰ آشیــــــــل
خب می دونی؟ تو خیلی خوبی که انقدر به فکر دوستاتی.
من که میدونم اینا همه‌ش فیلمه!!!
تو عمراً جز خودت و خودش به فکر کسی باشی
ضمناً آنتی بیوتیک راس میگه بیا شفاف سازی کن ببینم!
شاید من خواستم یه چیزایی به «او» بگم که «تو» نخونی!
باید بدونم کدوم سوراخی نظر بذارم که مصونیت داشته باشه از دست ِ تو!!!
توجه نمودی؟!!!
پاسخ:
خلاصه حواستو جمع کن!
دهن ِ منو وا نکن
خانواده رد میشه خوبیت نداره
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۲۳:۴۴ زهرا رجایی
اتفاقا من یکی بدون اینکه تو بگی، خوبم!
خوب خوب...
خدا رو شکر
ضمنا زهرا(رها) راس میگه
مطمئنی خود نامردتی؟!
پاسخ:
من الان چجوری ام؟!(به سبک فامیل دور!)
زهره!
حتی "او" هم تو رو به اندازه ای که من دوستت دارم دوست نداره!
پاسخ:
وای خدای من![بیهوش]
اولا که بگم من اون دفه که گفتی هربار از جلو حرم رد میشی سلام میدی بجای من کلی ذوق زدم اما به روی خودم نیاوردم !
الان من نمیدونم شامل این پستت میشم یا نه !
چون دیشب خودم حال و هوا رو عوض کردم و اینا ...

الانم اصلا کلی حالم خوبه فعلا . از پست جدیدم هم کاملا مشهوده .. !
لبخند
من واقعاً حال میکنم دوستان اینهمه عشقولانه در میکنن برای هم!
منتهاش یکی بیاد کنترل کیفیت کنه اینا رو
۲۸ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۵۸ زهرا(رها)‏
بشتابید حضار گرامی:اینجانب به کسی که دارای موبایل نوکیا5800اکسپریس میوزیک هست فورا نیازمندم
پاسخ:
از «او» بپرس. گوشی ش مث توئه. ینی گوشی تو مث اونه!
سلام بر همه و سلام بر زهرای (رها) عزیز...
شما اول برو تو قسمت settings بعد منوی connectivity رو باز کن . چند تا منو باز میشه . از میون اونا Destinations رو باز کن بازم 5 تا منو میاد . از بالا دومی یعنی internet اگر اکانتی داری delete کن . بعد گزینه ی 5 یعنی Uncategorised باز کن هرچی داخلش هست مثل قبلی حذف کن درست میشه ...
پاسخ:
زهرا تشکر میکنه.
خندیدم پای کامنتا
پاسخ:
الحمدلله.
Love + Care = Mother
Love + Fear = Father
Love + Help = Sister
Love + Fight = Brother
Love + Life = Wife/ Husband
&
Love + Care + Fear + Help + Fight + Life = Friend
!
پاسخ:
بعضیام هستن که همسرشون دوستشونه.
ینی چی دقیقا
ینی من جزو اون دسته نیستم دیگه
باشه
من قم نمیام
هماهنگ کردنم بخوره تو سر خودت
( لوس بازی های 2012 )

پاسخ:
با اون پیامکای ناموسی ِ تو، مگه اصن میشه جزو اونا نباشی؟! تو خودت به تنهایی شان نزول ِ هزاران جلد مصیبت نامه ای عزیز ِ من!
کاملا، صراحتا، طبیعتا، بله خوب :) و این نیز برای شدت تیتر این پست بود :)
با تشکر.
پاسخ:
بله.منم محض همین جوری گفتم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">